تبليغاتX
زندگی راببوس
زندگی راببوس
سلامی از روی عادت نه ولی از روی ارادت
Home Email Archive Designer

خدا اخر عاقبت مملکت مارو به خیر کنه که از بچه ۶ ساله تا پیر زن پیر مرد ۶۶ ساله صاحب نظر در امور اقتصادی سیاست بین الملل امور کشور و هر چی که بخوای هستن الحق خدا بیامرزتمون

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 17:56 توسط المیرا |


ارام نمی گیریم انگار که همیشه در تب و تاب بوده ام و چرخش

انگار که تا خیالم راحت می شد که کسی پشت به پشتم شانه به شانه ام ایستاده تا مبادا زمین بخورم  جایی خالی میشد تا من باز هم...

راستی می دانی می گویند دنیا قایم باشک است و من قایم می شوم تو چشم می گذاری اما نامردیست باور کن که نامردیست .تو کسی دیگر را پیدا می کنی .من تک می شوم راستی راستی می دانی جفت کسی هم که تو پیدا کردی تنها می شود نه؟

من تک او تک

این سرنوشت تمام ادمهاست

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 13:55 توسط المیرا |


ساقه های انتظار را  گره می زنم و منتظر تعبیر خوابهای پریشانم می شوم پشت تمام دیوارها را دنبال نگاه تو می گردم . تو که خوب می دانی وقتی تو نیستی من می شوم همان دخترک کوچک لوس  که دایم مثل ابر بهار می بارد و تمام راههایش به تو ختم می شود تو که خوب می دانی من جان می دهم برای ان صدای لخت . برای تمام ان حاضر جوابیهای خندان

تو که خوب می دانی

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم

 

صد بار توبه کردم و ديگر نمی‌کنم

همه دنیا هم که مرا از تو برحذر دارند من صاف می ایستم و نگاه می کنم

ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن

 

محتاج جنگ نيست برادر نمی‌کنم

 

خسته ام خ که خسته ام ازاین همه بی تو بودن

 I wana see u

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 ساعت 18:19 توسط المیرا |


Home | Archive | Email


Cursors