|
شکستن من اصلا تقصیر تو نبود . من فقط کودکانه از دست خودم سریدم . سریدم وهزار تکه شدم . هزار تکه شدم و تلخ . تلخ همچون دانه های سیاه قهوه.حالا من هزار دانه تلخ تلخ ام تا که سر از فنجان کدام طالع بینی بیرون بیاورم . کدام سپید بختی از سیاهیم بیرون تراود. ارزوهایم را باد برد و من پای دویدنم نبود . میخکوب شده بودم به نی نی چشمانت . من کوچک بودم . ارزوهایم کوچک بود دلم هم کوچک بود .باد بردش . باد برد ارزوهایم را تا اویخت به درخت روبروی خانه تو . برد تا بالا ترین شاخه و من کوچک بودم و کوتاه نرسیدم به بالاترین شاخه و حالا سالهاست ایستاده ام روبروی خانه ات .اما دیگر ارزوهایم را نمی خواهم چشم دوخته ام به پسرکی بلند قد که هم شانه اش دخترکی است از جنس بلور و من دلم غنج می زند که لحظه به لحظه خوشبختیشان را نظاره کنم .این روزها دلخوشی براقی برایم پیدا شده یلدای یک دخترک وپسرک دیگر متولد شد . یلدای کوچک ...
این روزها سردم .گیجم .گنگم . افتاده ام میان راه ابی که هی پیچ می خورد پیچ می خورد و پایین می رود. دیگر دست و دلم به نوشتن نیست . دیگه نه پسرکی مانده که به عشق او بنویسم نه ادم و ادمکی . نه پیوندی گیرم حالا تو دل خوش کن به نسبی و سببی . این روزها تو انگار کن طعم نوشته هایم کمی سنگین شده . مهربانم بگذار سر بر زانویت بگذارم.این روزها حتی دستم به ساز هم نیست . یادت هست برایت گفته بودم . از مرغ عشق ها یادت هست ؟ گفته بودم قبل از اینکه برن تو لک ؟هی پسرک این روزها چفد کلمات برایم غریبه اند . چقدر ما برایم نا اشناست . چقدر دوستت دارم ها بی معنی اند. برایت از پسرک تازه وارد زندگیم که گفته بودم نه؟این روزها سردم این را گفته بودم . نه؟اما دیگر دنبال دستهای مردانه ای نیستم که دورم حلقه بشوند که ارامم کنند . این روزها باز هم شورم ،تلخم .چیزی ته ته گلویم می سوزد . انقدر می سوزد که راه نفسم را بند بیاورد . مانده ام بین رفتن و ماندن . پس و پیش نوشت :بعد از 13 ابان اصلا حوصله هیچی رو ندارم. بعد از اون همه وحشیانه بودن ! لطفا، لطفا مزاحم نشوید بد جوری ناسورم !!
این روزها سعی می کنم فکر نکنم. سعی می
کنم تنها خودم باشم نه ان دخترک چشم سیاه که اصرار داشت همه را به زندگی
امیدوار کند . یادت هست؟اصلا یادتان هست ؟ ان دخترکی که اشک می ریخت تا تو
را داشته باشد تا کسی از پشت پنجره ای فریاد بزند تمام اینها خواب است
دروغ است کابوس است . این روزها سعی می کنم لودگی کنم که خودت خوب می دانی
به من نمی اید . مستانه بخندم که همه می فهمند تنها تظاهر است . که احدی
نفهمد دلم در نی نی چشمهای تیره ات جا مانده .یادت هست می گفتم همه ادمها
کنگره دارند؟ هر کسی که جفت شود حتی برای لحظه ای تکه ای را می کند و می
چرخد. می چرخد که تو بمانی و تکه ای که نیست و درد. اخ که این روزها چقدر
تکه کم دارم . تکه هایی که درد دارند زخم اند . کهنه نمی شوند و نمی پوسند
تا جایگزین شوند . انگار کسی هر روز با ناخن زخم را بکند که عمیق شود که
جایش بماند تا ابد. راستی چه کسی اولین تپش های عاشقانه قلبم را یادش
هست؟نگو . می دانم هیچ کس یادش نیست . اما تنها عاشق شدنم را یادت هست نه؟
من عاشق شدم و تو نبودی . این را توی لعنتی خوب یادت هست . من که سکوتت را
بعد از شنیدنش خوب خوب یادم هست . این روها تنها سعی می کنم درک کنم همین
. اخر به همین راحتی نمی شود ادم را در لیست ممنوعه های زندگی گذاشت.
|
About![]()
باز می اید صدای چک چک غم Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 شهریور 1383 Authorsالمیرامهمان بابک Links
برای هیچ کس... |