تبليغاتX
زندگی راببوس


















زندگی راببوس

سلامی از روی عادت نه ولی از روی ارادت

لینکه  آلبوم کیارش ( همون که شعراش از منه ) . میتونید همشو دانلود کنید که پیشنهاد هم میکنم!

 

http://www.bia2music.com/modules.php?name=News&file=article&sid=380

 

شما هم تو سایتتون بذارید

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت23:14توسط المیرا | |

سلام!

 قبل از هرچیز بگم مثل اینکه بعضی ها اشتباه فهمیدن . من همون طور که  در مطلب قبلی نوشتم من اون متن رو از سایت دلخستگان گرفتم و لازم دونستم دوباره این حرفو واسه کسایی که بدون عینک میان وبلاگ ( از جمله اکبر و امثال این ) تکرار کنم .

راستی پیشنهاد میکنم همتون به این لینکی که میخوام بدم سر بزنید و آهنگ (( اصرار )) رو با صدای کیارش { دوست خوب خودم } دانلود کنید و لذت ببرید . این رو هم بگم که آقای لمانی آهنگش رو ساخته و آقای یثربی هم تنظیم کرده . در ضمن شعرشم خودم گفتم .منتظر آلبومش هم با نام (گلایه)باشید. اگه گوش کردید حتما نظرتونو بگین تا دل یه جوون رو تو غربت شاد کنید . اگه خواستین شما هم لینکشو تو وبلاگتون بذارید .

http://www.esnips.com/web/KiarashsSONGs

حسام

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت23:16توسط المیرا | |

سلام !

راستي گفتم دختر پسرا ياد آهنگه جديده شيني(دوست دختر اندي ) افتادم . چقدر مسخرس ! بگذريم... بدون اينكه سرتون رو درد بيارم ميرم سره اصل مطلب.

اينم يه روي ديگر سكه :

صحنه اول:در خیابان، ساعت ۵ عصر یک پسر یه دختر رو تو خیابون دیده که زیادی خوشگله و نمیتونه باهاش دوست نشه... میره جلو، و یکی از جملات زیر رو خواهد گفت:

۱- ببخشید خانوم! پا میدی؟ واسه معلول میخوام.

 ۲-میتونم شماره بدم پاره کنی؟

 ۳-شماره کفشتم بدی زنگ میزنما...

 ۴-راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟ حالا مثلا اون دختره اینطوری جواب بده:


 لطفا مزاحم نشید آقا... من نامزد دارم....

پسره:خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون!(دختر به زور جلوی خنده اش را میگیرد)

دختره: ببین پسر خوب من جای مامان تو ام.

پسره:خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه

دختره: لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها

پسره: خب بهتر همین جا عقدمون میکنن...

دختره: تو چقدر پر رویی بچه!

پسره: من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید.

دختره: باشه ولی قول نمی دم ها...

پسره: عیبی نداره زنگ نزن...

صحنه دوم:ساعت ۸ شب، پای تلفن

دختره:ببین آقا پدرام!!! من تا حالا دوست پسر نداشتم چون خوشم نمیاد مثل این بچه مچه ها که تا صبح میشینن پای تلفن و تلفن بازی و از این صحبتا!!!

پسره:خب منم تا حالا دوست دختر نداشتم.... منم از این بچه بازیا خوشم نمیاد.

صحنه سوم: نصف شب، پای تلفن

دختره: ببین پدرام جون نگاه من به زندگی این جوریه که.....

پسره: اتفاقاً عزیز دلم، نظر منم اینه که...

صحنه چهارم:روز ولنتاین,کافی شاپ

دختره: من دیگه خسته شدم.امروز یه روز عاشقانه اس ,سرشار از عشق و صفا ,ولی انگار تو منو دوست نداری!

پسره: چرا دوستت دارم ولی شرایطم طوری نیست که برات وقت بذارم.من دوستای دیگه ای هم دارم که باید بشون برسم..

دختره:خوب منم همینطورم.منم وقت ندارم.ولی این دلیل نمیشه که از عشق صحبت نکنی.

پسره: عشق مال بچه هاست.ما دیگه بزرگ شدیم باید واقع بینانه نگاه کنیم.

دختره:گفتم که ....دیگه منو دوست نداری....

پسره: چرا عزیزم دوستت دارم.امشب زنگ بزن به بابابت بگو میری خونه دوستت شب هم بر نمیگردی...

دختره: باشه!


صحنه پنجم: فردای روز ولنتاین خونه پسره!

دختره: بی شعور!پدر سگ!(...)(...)تو من رو با فك و فاميلات اشتباه گرفتی...دوستاتو جمع کردی تو خونه که چی بشه؟

پسره: تو هم که بدت نمياد!تازه اینا دوستای منن...غریبه نیستن!

دختره: خفه شو بی غیرت!من عشق تو بودم.روز ولنتاین واست عروسک خر گریان خریدم

پسره: چه ربطی داره منم برات شکلات قلبی خریده بودم.

دختره: شکلات قلبی بخوره تو سرت!تو اصلاً معنی عشق رو نمی فهمی!حیف اون کارت پستالی که خریده بودم.

پسره: عشق همینه که دیدی.راستی اون روز روم نشد بت بگم کارت پستالت خیلی بی ریخته.حالا فکر کردی خیلی لعبتی با اون هیکل بی ریختت!

دختره: دفعه اول که هیکل من اینجوری نبود.تو این جوریش کردی!

پسره: به من چه.خود می خواستی!

صحنه ششم:خونه پسره

دختره: دیگه برو گمشو! دیگه ازم حرفی نزن... دیگه تو من رو نمیشناسی! فهمیدی؟

پسره: خودت برو گمشو از خونم با اون قیافه مسخرت! دیگه ازت بدم میاد پیشم نیا عروسک بیریخت...

صحنه هفتم:تو خیابون، ساعت ۴ عصر

پسره: خانوم پا میدی....؟؟؟؟!؟!؟!؟!

؟!؟!؟!؟

اینم آخر و عاقبت دوستیهای خیابانی و فردوسی پور...

                                                                *****

نتیجه گیری اخلاقی: شکلات چیز خوبیه!

نتیجه گیری فلسفی: ولنتاین هم روز خوبیه...

(بر گرفته از دل شكستگان )


اينم واسه پايان بخش برنامه امروز :

Ba tashakor az shoma mikham begam man toro mikham nomreye 20 e kelaso nemikham akhe to khode nomreye bisti vali age eshghe to man nistam ghose nakhor fadaye saret to faghat delet ro bespar be man bia oon ba man ta dige nagam ooni ke mikhastam chera tanhaam gozaasht raft???

در ضمن به خودمون ربط داره كه چه جوري مطلبمون رو شروع كنيم و هيچ تعهدي واسه سلام كردن نداديم ( شما زياد جدي نگيريد .... خودش فهميد با كي‎ام !  )

حسام

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت16:22توسط المیرا | |

سلام

خوبین خوشین عروسیا بهتون خوش گذشته خوب خدارو شکر

امروز یه یه مطلب جالب براتون دارم  اقا بالاخره مطلب پیدا کردم دیگه دلتون بسوزه

اگه از خود معتمد به نفسی فرزاد حسنی خسته شدین اگه از ناله زاریهای هرروز نرگس و  لجبازی اقای شوکت خسته شدین اگه از مسخره بازیای بهمن هاشمی که عین بهمن سرتون هوار می شه خسته شدین اگه از عشقولانه بازیای سلمان خان و شاهرخ خانها و در کل از دست خانها خسته شدین فقط می تونم یه چیز بهتون بگم حالا بگم یا نه خوب نزن می گم خسته نباشین

خوب اول حرفم گفتم عروسی درسته حالا غلط باشه تو می خوای چیکار کنی اقا اینم مد شد چیکار کنیم اینجوریش مد شد ای هوار اخه می ارزه نه تورو خدا بگین می ا رزه یک میلیون تومن برای یه ساعت  بازم نفهمیدن دارم از چی حرف می زنم اخه بس ای کیوتون پایینه خوب ای کیو سوسکین دیگه فنچهای من از شما باهوشترن دلتون بسوزه دارم از هلکوپتر سواری حرف می زنم  امروز داشتم روزنامه  رو ورق می زدم همه مطالبشوخوندم از رو بیکاری رفتم سراغ اگهی ها زمین و مسکن و اموزش و خدمات رو خوندم تو قسمت خدمات چشمم افتاد به این اگهی

اجاره هلیکوپتر و شیک ترین ماشینها بی ام و بنز پاجیرو مرسدس و لیموزین و همچین ماشینهای قدیمی و انتیک برام عجیب بود که واو عجب چیزی همینجوری زنگ زدم ببینم قیمت این عروسکا که نوشته چنده حالا قیمتارو حال کنین

هلی کوپترو که گفتم لیموزین ساعتی 100 هزار تومن بنزو بی ام و 150هزار تومن ماکسما و رونیزو نمی دونم از اینا 75 هزار تومن بعد کالسکه هم ساعتی 150 هزار تومن ماشن قدیماها هم15 هزار تومن بعد اقاهه باقی خدماتشونم گفتم باغ که  دربست و توپ بخوای از صبح تا شب 3 میلیون تومن گروه موسیقی توپ و معروف  2میلون تومن 15 نوع غذا ایرانی و خارجی 4 میلیون تومن بعد دیگه تاق عروس و بادکنک و    نمی دونم اتیش بازی هم 125 هزار تومن (باز جای شکرش باقیه)

تقریبا رو هم 8 میلیون تومن ناقابل تازه اقاهه همچین گفت تخفیفم می دیم گفتم چقدر فرمودن 50 هزار تومن

احتمالا تا اون موقع که ماها بخوایم خدای نکرده ازدواج کنیم باید ناوهواپیما بر کرایه کنیم و مراسمم تو فضا بگیریم  

خب یه چیز دیگم بگم برم من دارم کلاس رانندگی میرم برای سلامتی جناب معلم من دعا کنین چون بعد از اولین جلسه از دست من یه سکته کوچولو زدن فکر کن با دنده 3 تو شهر اقاهه از دست من اینجوری بود

تا دفعه بعد

راستی از همتون که برام نظر گذاشتین ممنون

بای

+نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت23:34توسط المیرا | |