|
سلام کوچولوها خوفین می بینم که بازم ولنتاین شدو بازار عروسک های تدی و گل و شکلات و قلب و از این جور چیزها داغ شده نمی خوام داستان ولنتاینو براتون بگم که می دونم همتون بهتر از من بلدین اصلا امروز نمی خوام چیزی بگم فقط می خواستم ولنتاینو تبریک بگم و بگم نه ولش کن بی خیال بابا حوصله ندارم گله گله عاشق پاشن بیان دم در وبلاگ تحصن کنن که این چه حرفی بود تو زدی چرا به ذات عاشقا توهین کردیما هممون یه مجنونیم بعد هم اقا پسرا نشینین کلی غصه بخورین که چرا این قدر واسه امروز پول خرج کردین این نیز بگذرد
سلام به همه حال و احوال چطوره خوبین خوشین من که اصلا از دست بعضی دوستای بی معرفت حالم حسابی گرفته است خوب اول بریم سراغ تشکرا بعد هم بقیه ماجرای فرشته مژگان عزیزم ممنون که به من سر زدی حمیدرضا بابا من یه ساعت صبر می کنم تا وبت لود شه بس سنگینه از اولی که من تو نتم تا اخر باید وایسم اخر هم هیچی به هیچی مرلین عزیز یک دنیا ممنون که به من سرزدی از اینکه بیشتر تو وب ببینمت خوشحال می شم بعد هم بذار ببینم چند نفر پایه برای بحث در باره پاپ هستن بعد هم نترس فرشته ها فحش نمی دن امتحان کن و جنابعالی اقا مهدی ازت تشکر نمی کنم فکر نکنم دل شکستن تشکر داشته باشه خوب حالا ادامه مطلب دفعه قبل وقتی می خواین برا ی یک فرشته نامه بنویسین باید اول در خواسستون کاملا واضح باشه نمی دونم مطلب من می خوام یادتون هست یا نه احتمالا تو حرفهای روانشناسانه هست و وقتی هم که دو تا درخواست دارین باید برای دو تا فرشته جدا نامه بنویسین نه اینمکه تو یه نامه از دوتا فرشته درخواست کنین اینجوری هم می نویسن به فرشته .......(اینجا اسم اون فرشته رو می نوسین ) .......(اینجا هم اسم خودتونو برای این شرایط یاری می طلبم 1. 2. 3. وقتی به چیزی که می خواین نرسیدید به کارتون ادمه بدید و دلسرد نشید حتما اون فرشته می خواد شمارو امتحان کنه که لیاقت اون چیزی رو که می خواین دارین یا دارین از رو هوس و باد هوا حرف می زنین منبعی هم من از روش براتون نوشتم از دولت عشق کاترین پاندره . با تشکر از شمسی جون
به به سلام بی معرفتها ی نامرد خوبه دیگه همش 4 تا نظر اخه من از دست شما چیکار کنم اقا اخرش من این وبو می بندم رامو می کشم می رما خوب حالا من اومدم یادم گفته بودم یه بحثی اگه پا بده راجع به موسیقی پاپ می کنیم که شکر خدا احد ناسی تمایل نشون نداد خوب من چیکارتون کنم دیگه به هر حال من که از دست شما جوجه جقلا نمی برم که کور خوندین منو از میدون به در کنین خیلی خوب گریه نکنین بابا بچه لباسمو ول کن دلم به رحم اومد ببینم چی کارش می شه کرد اخه من هر چی هم که بخوام بگم در حد اون مغز نخودی شما ها که نیست امروز می خوام یه چیزی یادتون بدم که احتمالا به دردتون می خوره بچه بشین سرجات تا بهت بگم اونم نامه نوشتن به فرشته هاست د نخند ببند ... چیزی که می گم کاملا جدی وقتی براتون مشکلی پیش می یاد به فرشته اون مشکل نامه بنویسین مثلا یکی خدا نکرده مریض شده براش به فرشته سلامتی نامه بنویسن من خودم امتحان کردم یا اگه با کسی مشکل دارین مثلا پولتونو بالا کشیده (خوب اون دیگه بی عرضگی خودت بوده که پولتو بالا کشیدن چلمن ) به فرشته ثروت نامه بنویسین خیلی خوب حالا برین اینارو درک و هضم کنین تا من روش اینکارو با منبعی که دارم ازش می نویسم موثق براتون ذکر کنم خوب دیگه همتونو به عزرائیل می سپرم ایشالله بار دیگه هم ببینمتون البته نه تو این دنیا اوُ بچه درست صبحت کنا واسه من زبون درازی نکن
تو روضه هر کسی که جلوی خودمو بگیرم و گریه نکنم تو روضه یه نفر تاب نمی یارم اشکهام عین شیر ابی که چکه می کنه چلیک چلیک می ریزه اصلا اسمش که می یاد حالم عوض می شه قسم هیچ کس رو قبول نمی کنم الا اون یه نفر اولا که مامانم می گفت کاش اسم داداشم رو اون گذاشته بود من می خندیدم اما الان منم می گم کاش .اصلا کاش منم پسر بودم تا اسم رو اون می ذاشتن. پارسال که تلویزیون روضه ایت الله حکیم رو نشون می داد من نمی دونم با این که زیر نویس نبود و منم هیچی از حرفاش نمی فهمیدم اما تا طنین اون اسم به گوشم می خورد اشکم در می اومد فکرشو هم که می کنم گریه ام می گیره همین الان هم دارم می نویسم گریه می کنم اصلا برای من غیر قابل باوره که یه نفر اینقدر بتونه فداکار باشه اما من چه باور بکنم چه نکنم اون اقا بوده اقام ابوالفضل تمام عالم به فدای یک تار موت .
اول از همه ماه محرمو بهتون تسلیت می گم اینم ا زموضوع عکسها که تموم شد و رفت نوشین جان عزیزم ممنون سیندرلای عزیز اقا داریوش بله حق با شما ست اما خیلی ها حتی نمی خوان بدونن همچین چیزایی وجود داراقا مهدی امیدورام حالتون زودتر خوب شه هرچند الان لازم دارم یکی برای خود من دعا کنه حسابی بهم ریختم این هفته اصلا هفته جالبی نبود یکی از دوستای خیلی خوبم فوت کرد خدا بیامرزدش امتحانامو گند زدم و ... خوب حالا بی خیال همه اینا بریم سر اصل مطلب این دفعه یکی از داستانایی که خودم نوشتمو می خوام بذارم زنجیری بر گردنش اویخته سیاهی او را به دنبال خود می کشید در ان برهوت پهناور چقدر در مانده شده بود چشمانش از وحشت گشاد شده بود و گوشهایش .گوشهایش تنها صدای ضجه می شنید چشمانش در جستجوی چیزی در حدقه می چرخید اما هیچ نیافت با تمام وجود او را صدا زد تنها لحظه ای بعد او انجا بود کسی که به دنبالش می گشت انجا بود او ایستاد سیاهی هم ایستاد سیاهی به شدت ترسیده بود .صدای پر ابهت که تمام برهوت را لرزاند گفت از من چه می خواهی ؟ لحظه سکوت بود هیچ صدای نبود حتی صدای ضجه ها هم قطع شده بود اسیر گفت تو که وجود داشتی چرا خودتو به من نشون ندادی ؟ صدا گفت چرا من بارها خودمو به تو نشون دادم بارها وقتی می خواستی گناهی انجام بدی خواستم جلوتو بگیرم اما تو من رو پس زدی نبودی نه تو نبودی چرا بار اول که خواستی گناه کنی دوستی رو به سراغت فرستادم تو منکر شدی اما من ادامه دادم بار دوم یکی از فرشتگانم را به سراغت فرستادم او را پر و بال شکسته به در گاهم باز گرداندی بار سوم خود به سراغت امدم اما بازهم وجودم را باور نکردی اما تو....حرفشو ادامه نداد سیاهی او را به دنبال خود کشید به عقب نگاه کرد خداوند را دید که برای او می گریست و می گفت بیچاره بنده ام !!! خوب چطور بود حتما ایراداشو بهم بگین راستی دفعه بعد اپم یه بحث ازاد راجع به موسیقی پاپه و البته البوم های که الان توی بازاره
|
About![]()
باز می اید صدای چک چک غم Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 شهریور 1383 Authorsالمیرامهمان بابک Links
برای هیچ کس... |