تبليغاتX
زندگی راببوس


















زندگی راببوس

سلامی از روی عادت نه ولی از روی ارادت

سلام کوچولوها خوفین

می بینم که بازم ولنتاین شدو بازار عروسک های تدی و گل و شکلات و قلب و از این جور چیزها داغ شده نمی خوام داستان ولنتاینو براتون بگم که می دونم همتون بهتر از من بلدین اصلا امروز نمی خوام چیزی بگم فقط می خواستم ولنتاینو تبریک بگم و بگم نه ولش کن بی خیال بابا حوصله ندارم گله گله عاشق پاشن بیان دم در وبلاگ تحصن کنن که این چه حرفی بود تو زدی چرا به ذات عاشقا توهین کردیما هممون یه مجنونیمهممون روز والنتاین هدیه به دست دم در خونه دختره وایسادیم مثل این اقاهه بعد هم پز دادن دخترا شروع می شه که اره دوست پسرم برای من اینو اوردو و اونو برد و برام اینجوری لاو ترکوندو دسته گل با فلان مدل برام اورد اصلا نمی خوام اینارو بگم اصلا نمی خوام بگم گاهی این پسرای باحال می رن این عروسک تدی هارو از مغازه ها تاناک می خرن بعد دختره کلی پز می ده که اره دوست پسرم اینو از لندن برام اورده و جلوم زانو زده و کلی قربون صدقم رفته من محلش نذاشتم واز این اراجیف که تا یه هفته بعد از این روز شدیدا بیچاره ادامه داره می بینین که اصلا نمی خوام اینارو بگم اصلا به من چه مربوط که بعضی ها چقدر خرج می کنن  خیلی خوب به هر حال ولنتاینتون مبارک

بعد هم اقا پسرا نشینین کلی غصه بخورین که چرا این قدر واسه امروز پول خرج کردین  این نیز بگذرد بعد هم جون کسی که دوست دارین نظر بدین بابا به خدا درشو تخته می کنماببین من هیچی نگفتم گذاشتم واسه ولنتاین هر کاری خواستین بکنبن نظر بده

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت0:58توسط المیرا | |

 

سلام به همه

حال و احوال چطوره خوبین خوشین من که اصلا از دست بعضی دوستای بی معرفت حالم حسابی گرفته است خوب اول بریم سراغ تشکرا بعد هم بقیه ماجرای فرشته

مژگان عزیزم ممنون که به من سر زدی

حمیدرضا بابا من یه ساعت صبر می کنم تا وبت لود شه بس سنگینه از اولی که من تو نتم تا اخر باید وایسم اخر هم هیچی به هیچی

مرلین عزیز یک دنیا ممنون که به من سرزدی از اینکه بیشتر تو وب ببینمت خوشحال می شم  بعد هم بذار ببینم چند نفر پایه برای بحث در باره پاپ هستن  بعد هم نترس فرشته ها فحش نمی دن امتحان کن

و جنابعالی اقا مهدی ازت تشکر نمی کنم  فکر نکنم دل شکستن تشکر داشته باشه

خوب حالا ادامه مطلب دفعه قبل

وقتی می خواین برا ی یک فرشته نامه بنویسین باید اول در خواسستون کاملا واضح باشه نمی دونم مطلب من می خوام یادتون هست یا نه  احتمالا تو حرفهای روانشناسانه هست

و وقتی هم که دو تا درخواست دارین باید برای دو تا فرشته جدا نامه بنویسین نه اینمکه تو یه نامه از دوتا فرشته درخواست کنین

اینجوری هم می نویسن

به فرشته .......(اینجا اسم اون فرشته رو می نوسین )    .......(اینجا هم اسم خودتونو

برای این شرایط یاری می طلبم

1.

2.

3.

وقتی به چیزی که می خواین نرسیدید به کارتون ادمه بدید و دلسرد نشید  حتما اون فرشته می خواد شمارو امتحان کنه که لیاقت اون چیزی رو که می خواین دارین یا دارین از رو هوس و باد هوا حرف می زنین

منبعی هم من از روش براتون نوشتم از دولت عشق کاترین پاندره .

با تشکر از شمسی جون  

 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت19:56توسط المیرا | |

                                                                                               

به به سلام بی معرفتها ی نامرد

خوبه دیگه همش 4 تا نظر اخه من از دست شما چیکار کنم اقا اخرش من این وبو می بندم رامو می کشم می رما خوب حالا من اومدم یادم گفته بودم یه بحثی اگه پا بده راجع به موسیقی پاپ می کنیم که شکر خدا احد ناسی تمایل نشون نداد خوب من چیکارتون کنم دیگه

به هر حال من که از دست شما جوجه جقلا نمی برم که کور خوندین منو از میدون به در کنین فعلا که بی خیال اون بحث موسیقی می شیم زیراشم به خودم مربوطه حالا خوب براتون کوفت کاری هم نمی ذارم

 خیلی خوب گریه نکنین بابا بچه لباسمو ول کن دلم به رحم اومد ببینم چی کارش می شه کرد اخه من هر چی هم که بخوام بگم در حد اون مغز نخودی شما ها که نیست

امروز می خوام یه چیزی یادتون بدم که احتمالا به دردتون می خوره

 بچه بشین سرجات تا بهت بگم

اونم نامه نوشتن به فرشته هاست د نخند   ببند ...

چیزی که می گم کاملا جدی وقتی براتون مشکلی پیش می یاد به فرشته اون مشکل نامه بنویسین مثلا یکی خدا نکرده مریض شده براش به فرشته سلامتی نامه بنویسن من خودم امتحان کردم

یا اگه با کسی مشکل دارین مثلا پولتونو بالا کشیده (خوب اون دیگه بی عرضگی خودت بوده که پولتو بالا کشیدن چلمن ) به فرشته ثروت نامه بنویسین

خیلی خوب حالا برین اینارو درک و هضم کنین تا من روش اینکارو با منبعی که دارم ازش می نویسم موثق براتون ذکر کنم

خوب دیگه همتونو به عزرائیل می سپرم ایشالله بار دیگه هم ببینمتون البته نه تو این دنیا

اوُ بچه درست صبحت کنا واسه من زبون درازی نکن

+نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت0:12توسط المیرا | |

تو روضه هر کسی که جلوی خودمو بگیرم و گریه نکنم تو روضه یه نفر تاب نمی یارم  اشکهام عین شیر ابی که چکه می کنه چلیک چلیک می ریزه اصلا اسمش که می یاد حالم عوض می شه قسم هیچ کس رو قبول نمی کنم الا اون یه نفر اولا که مامانم می گفت کاش اسم داداشم رو اون گذاشته بود من می خندیدم اما الان منم می گم کاش .اصلا کاش منم پسر بودم تا اسم رو اون می ذاشتن. پارسال که تلویزیون روضه ایت الله حکیم رو نشون می داد من نمی دونم با این که زیر نویس نبود و منم هیچی از حرفاش نمی فهمیدم اما تا طنین اون اسم به گوشم می خورد اشکم در می اومد فکرشو هم که می کنم گریه ام می گیره همین الان هم دارم می نویسم گریه می کنم اصلا برای من غیر قابل باوره که یه نفر اینقدر بتونه فداکار باشه اما من چه باور بکنم چه نکنم اون اقا بوده

اقام ابوالفضل تمام عالم به فدای یک تار موت .

 

+نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت2:54توسط المیرا | |

اول از همه ماه محرمو بهتون تسلیت می گم

اینم ا زموضوع عکسها که تموم شد و رفت نوشین جان عزیزم ممنون سیندرلای عزیز اقا داریوش بله حق با شما ست اما خیلی ها حتی نمی خوان بدونن همچین چیزایی وجود داراقا مهدی امیدورام حالتون زودتر خوب شه  هرچند الان لازم دارم یکی برای خود من دعا کنه حسابی بهم ریختم این هفته اصلا هفته جالبی نبود یکی از دوستای خیلی خوبم فوت کرد خدا بیامرزدش امتحانامو گند زدم و ...

خوب حالا بی خیال همه اینا بریم سر اصل مطلب  این دفعه یکی از داستانایی که خودم نوشتمو می خوام بذارم

زنجیری بر گردنش اویخته سیاهی او را به دنبال خود می کشید در ان برهوت پهناور چقدر در مانده شده بود چشمانش از وحشت گشاد شده بود و گوشهایش .گوشهایش تنها صدای ضجه می شنید  چشمانش در جستجوی چیزی در حدقه می چرخید اما هیچ نیافت با تمام وجود او را صدا زد تنها لحظه ای بعد او انجا بود کسی که به دنبالش می گشت انجا بود او ایستاد سیاهی هم ایستاد سیاهی به شدت ترسیده بود .صدای پر ابهت  که تمام برهوت را لرزاند گفت از من چه می خواهی ؟

لحظه سکوت بود هیچ صدای نبود حتی صدای ضجه ها هم قطع شده بود اسیر گفت تو که وجود داشتی چرا خودتو به من نشون ندادی ؟

صدا گفت چرا من بارها خودمو به تو نشون دادم بارها وقتی می خواستی گناهی انجام بدی خواستم جلوتو بگیرم اما تو من رو پس زدی

نبودی نه تو نبودی

چرا بار اول که خواستی گناه کنی دوستی رو به سراغت فرستادم تو منکر شدی اما من ادامه دادم بار دوم یکی از فرشتگانم را به سراغت فرستادم او را پر و بال شکسته به در گاهم باز گرداندی بار سوم خود به سراغت امدم اما بازهم وجودم را باور نکردی

اما تو....حرفشو ادامه نداد  سیاهی او را به دنبال خود کشید به عقب نگاه کرد خداوند را دید که برای او می گریست و می گفت بیچاره بنده ام !!!

خوب چطور بود حتما ایراداشو بهم بگین

راستی دفعه بعد اپم یه بحث ازاد راجع به موسیقی پاپه و البته البوم های که الان توی بازاره

+نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت21:20توسط المیرا | |