چند وقتی هست سردرگم و پریشانم، مانده میان دنیایی از ... نمی دانم جنس این دنیا از چیست فقط می دانم گم شده ام میانش. چند وقتی هست نمی دانم گمم کردند یا خود گم شدم .دیگر رفیقی سراغ از من نمیگیرد مگر انکه کاری باشد ،چیزی بخواهد ،دردوودلی باشد و من گوش شنوا .چند وقتی هست چیزی در سینه ام کم شده دیگر صدایش را هم نمی شنوم شاید انهم گم شده .اخر جنس انچه درسینه ام بود با همه چیز فرق داشت . می گفتند فرق دارد راست یا دروغش را نمی دانم اما هر چه بود حالا گم شده .
نه خیالتان راحت که حرف عشق نیست دلم را پیش کسی جا نگذاشته ام خودش گم شد فهمید در این دنیا جنسش را نمی دانم جای ندارد فهمید در این دنیا از رفیق هم می خورد نارفیق که دیگر بماند .
چند وقتی است هوس سینه ای را کرده ام تا سر بگذارم و های های گریه کنم اما اشکهایم هم گم شده دیگر از گریه هم می ترسم .می ترسم اگر بنالم اشکی از چشمی جاری شود و من ..... دیگر درمانده ام چند وقتی هست خیال رفتن دارم اما نمی گذارند .به هر بهانه ای خواستم بروم اما نشد نگذاشتند هم رفقایم و چیزی که در سینه ام گم شده .نه تحمل رفتن دارم نه تاب ماندن
هوس محرمی کرده ام تا درد و دل بگویمش .
نه دیگر دلی نمانده که دردی باشد .پس چه بگویم .
راستی اگر در گذری دلم را دید بگویدیش .........نه هیچ نگویدیش که لایق هیچ است .
تلخ شده ام و محو همین.
باید به دو دوست هم تبریک بگویم مهدی عزیز ماشین نو مبارک فقط حواست باشه کار دست خودت ندی اون یکی دیگم خودش می دونم تبریکم از چه جهته مبارک باشه
و ممنون از همه














