تبليغاتX
زندگی راببوس


















زندگی راببوس

سلامی از روی عادت نه ولی از روی ارادت

و عادت درد سنگینی ست وقتی که اوج می گیرد

 

به من عادت نکردی طعم حرفم را نمی فهمی

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت21:29توسط المیرا | |

 

                                                           

فکرم لخته بسته است

     روحم نعشه حقیقت است

           تمام منیتم را بالاآورده ام

               توئیت تورا یکجا می بلعم

                 ماهیتم دل آشوبه  گرفته است

                       هویتــــــــــــم به دوران افتاده

                          گیج می روم میـــــــــان نامردی

                                    من زاده سکوتم و آبستن واژه

    نه بلکه من خــــــود واژه ام

        من فرزند حرامزاده زمانم

        من    فرزند امـــــــــــــروزم

             من گرداننـــــــــــــــــده زمانم

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت22:10توسط المیرا | |

من در این ایستگاه گم شده ام  .

سالیان سال است که گم شده ام و هنوز چشم انتظار کسی هستم که مرا بیابد.

من انقدر در این ایستگاه کهنه به انتظار نشسته ام که ریشه دوانده ام در این سنگفرشها.

انقدر که باد بوی قطاری که مرا اورد را از مشام روبود و برد.

انقدر اینجا ایستاده ام منتظر قطاری که بیاید و من را ببرد که شده ام مرکز زمین .

حالا دیگر زمین دور من می چرخد.

من روزها نه بل سالها و قرنهاست منتظرم .

خواب چشمان من را برد .

حالا دیگر صدای هیچ قطاری کابوس من را اشفته نمی سازد .

قطار من امد و رفت و من خواب بودم .

وقتی که بیدار شوم چقدر مسافر گم شده مانند من هست!؟

اینجا ایستگاه اخر من است !!

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت0:37توسط المیرا | |

من دلم برای کوچه های بن بست می سوزد

تازگیها تمام کوچه ها ی بن بست راه پیدا کرده اند به خلوت دل من.

تمام کوچه های بن بست بوی اقاقی دارند.

من دلم برای کوچه های بن بست می سوزد.

تمام کوچه های بن بست حرفی ناگفته دارند.

حرفی از یک بوسه .

حرفی از یک بخشش.

تمام کوچه های بن بست راز تنهایی را می فهمند.

من دلم برای کوچه های بن بستی که به خیابانها حسودی می کنند می سوزد.

برای کوچه های که برای راهی خود را اواره جاده می کنند.

برای کوچه های که خود را به دست ادمی می فروشند می سوزد.

من دلم برای خودم و تو

برای همه مان که قدر کوچه های بن بست را نمی فهمیم

می سوزد.

اخر می دانی تمام کوچه های بن بست راه به اسمان دارند.

 

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت19:52توسط المیرا | |

فقط خواستم یه سری عکسو نشونتون بدم .شاید شماها یکی از این تک عکسارو  دیده باشین.خیلی دنبال سریش بودم

بد نیست شمام نگاش کنین

پرنده بیچاره رو ماشین زده

کاش ما ادمام یه ذره از این پرنده یاد بگیریم

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت1:4توسط المیرا | |

 

دیگر وقتش رسیده
باید از بلندترین ساختمانی که می شناسم بپرم.
باید این بار را زمین بگذارم.من ابستنم
ابستن هزار حرف ناگفته
ابستن هزار غصه سر باز نکرده
من آبستن تشویشم
پاک و باکره
از نادیدن حالم بهم می خورد
من به گفتن ویار دارم.
کودکان من به دنیا نیامده سقط می شوند
باید این بار را زمین بگذارم .
سخت است دردناک است با این بار راه رفتن.
اما دیگر وقتش است.
من ابستنم
پاک وباکره
شب هم مانند من است.
شب ابستن حادثه است

تا سحر گه چه زاید

+نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت20:47توسط المیرا | |

 

_سلاملیکم خوب هستین؟ چرا ***** نبستین؟!

_سلاملیکم خوب هستم! خسته بودم نبستم!
خب چطورین ملت؟ خوش می گذره؟ ساله نوتون مبارک باشه! 100 سال به این سالا! موچ موچ!( اینا روبوسی بودن!) خب دیگه چه خبر؟ اصله حالتون خوبه؟ بابا مامان خوبن؟ داداش چطورن؟ شرکت داشتن دیگه، نه؟ ها؟ شما اصن داداش ندارین؟ عجب! خب خواهر چی اونم نــــــــ...اوی! چرا می زنی دادا؟ داشتم احوال می پرسیدم! غیرتی میشه باسه ما!

اهوم اهوم، خب از دفه قبل که آپ کردم سعی کردین دختره همسایه...ببخشین، زندگی رو ببوسین؟ ها؟ سعی نکردین؟ مهمون اومده بود براتون از شهرستان؟خب عب نداره! تو مهموناتون دختر هم سنو سالتون مگه نیس؟! اونو هم میشه بوسیدا!! چی؟ خودتون تو فکرشین؟ ایول، همینو برین. فقط مواظب باشین داداشه خانوم یه وق نمودارتونو رسم نکنه!(جهته یادگرفتنه روشهای مخ زنی دخترا در سه سوت، به سایت دنیای جادوگری، تاپیکه X روش برای زدن مخ دخترها، که توسطه بنده احداث شده مراجعه کنین!)

اوم، خب مسافرتی جایی نرفتین یا قصده رفتن ندارین؟ رفتین شما خانوم؟ ماشاالـــــــــله، در پناه خداوند! شما چی آقا؟ نرفتین؟ چرا؟ آها! شما همونی بودین که مهمون از شهرستان داشتین! عجب! خب عب نداره که! آدم برا...برا چی میگن؟ تعویض روحیه؟ عوض شدنه حالو هوا؟ تو همین مایه ها! خلاصه لازم نیس حتما برین بولکینافاسو که! قرار بذارین با دوستاتون برین جاهای دیدنیه شهرتون! باور کنین خیلی حال میده! اگه افسرده این، اگه شکسته عقشی(!) داشتین، اگه از ننه تون قهر کردین(!!) برین بیرون! دانشمندان در تحقیقاته گسترده ای که روی کیس های(کیسم بلدم!) مختلفه افسرده انجام دادن، متوجه شدن که حدوده 92.34% اونا بعد از گذروندن ساعاتی از روز به همراهه دوستانشون در بیرون خونه به کل حالو هواشون عوض شده و کلی سره حال اومدنو به زندگیشون کام بک کردن!( ینی برگشتن دیگه! نه که من خیلی زبانم توپه! فی البداهه میاد تیکه های انگلیشی!)

خلاصه این که برین بیرون، تار عنکبوت بستین بس نشستین پشته مونیتور! یه تکونی به خودتون بدین! البته منظورم اونایی که مسافرت نرفتنا! اونا یه وق بیرون نرن! رودل می کنن دیگه! اوم...ولی مطمئن باشین بهتون کمک میکنه حداقل برای ساله جدید روحیتون عوض شه. هر روز قرار بذارین برین یه جای شهر...والا اینم یکی از روشای بوسیدنه...بوسیدنه زندگیه! به جونه تو! شاید بیرون که رفتین خانومه خوبیم دیدینو...! خلاصه شاید عملا تونستین ببوسین زندگی رو!

قول داده بودم براتون هر از گاهی کتابم معرفی کنیم، یادتونه دیگه؟ نه؟ آره دادا! امروز( الان که شبه! پس میشه امشب!) می خوام یکی از کتابای شل سیلورشتاین یا همون عمو شلبیه خودمونو معرفی کنم، از خیلی خوب به خیلی بد. "پارو بزن، پارو بزن" یکی از شعرای این مجموعه شعره. با صدای بلند همراهه من بخونین!

 

 

 

 

پارو بزن، پارو بزن

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

به آرامی، در مسیره رودخانه

شاد و بیخیال

که زندگی رویای بیش نیست.

 

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

از میان فاضلاب های سمی

شاد و بیخیال

با لبخند.

 

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

به آرامی، در مسیر رودخانه

و به مواد شیمیایی

که آب را به رنگ سبز در می آورند، نگاه کن.

 

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

از میان روغن های ریخته

شاد و بی خیال

خوش نمی گذرد؟

 

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

به آرامی، در مسیر لجن زار

و به ماهی های کوچک

که می میرند و روی آب شناور می شوند، نگاه کن.

 

پارو می زنیم، پارو، پارو، پارو

شاد و بی خیال، از میان روغن های ریخته

لاستیک های کهنه، مفتول های زنگ زده

قوطی های آبجو، ظرف های کیک

فنجان های پلاستیکی و ورقه های آلومینیومی.

 

ما فقط پارو می زنیم، پارو می زنیم قایقمان را

به آرامی، از میان پلیدی ها.

و هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس

حتی ذره ای به این موضوع اهمیت نمی دهد.

 

پارو بزن، پارو بزن قایقت را

به آرامی، در مسیر رودخانه

شاد و بی خیال

که زندگی رویای بیش نیست.

 

 

خوش بگذره، جای مارم خالی کنین موقعه بوسیدنه...بوسیدنه زندگی!

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت0:38توسط | |

سلام

باز سال نو شد من اومدم بعد از یه قرن دیگه خوب به من چه مهمونا امون نمی دن  البت ما تا امروز به امید اقا بهروز نشسته بودیم دیدیم که این سیستم اقا با ما مشکل داره منم گفتم بیخیال خودم یه خاکی به سر شما خواهم کرد .من مردم شما یاد نگرفتین ادم باشین .هر چی گفتم نشد خوب حالا یه تکرار می کنم برای بار ۹۰۰۰ام شاید یکیش اثر کرد

یاد بگیرین تو مهمونی ادم باشین.

خوب درس شروع می شه شاگردان عزیز بشین سر جاتون .د بچه با توام.می خوای ابروی خانوادتو ببری؟ د یالله پاشو برو بیرون

۱. خودتو تر و تمیز کن تشریف  ببر مهمونی . فکر خودت نیستی فکر خونه اون بدبخت باش

۲.حالا تو یکی از اونور بوم افتادی پایین .دوش با اب می گیرن نه با ادکلن بشر با هوش.

۳.دست خالی عین بز سرتو ننداز برو خونه مردم یه دسته گل براشون بگیر اگرم پول نداری نرو از پارک بکن  خدارو چه دیدی یهویی  باغبونم عاشقت شد راه افتاد اومد دنبالتا نکن .خوبیت نداره

۴. برای بار دوم عین بز سرتو ننداز برو خونه مردم یه یالله بگو شاید مردم سر بریده داشته باشن تو خونه .

۵.فضول اتاقارو نگرد 

۶.سلام کن و با همه دست بده .البته در یه صورت معافی خونه صاحبخونه استادیوم ازادی باشه .که نیست

۷.جوراباتو عوض کن .پات بوی باتلاق گندیده نده پاشو برو خونه مردم گناه دارن فرششون بو می گیره .نکن خفه می شن  ملت.دیگه رات نمی دن خونشها

۸. شما صاحبخونه ای؟ چرا تلفن زنگ می زنه تو بر می داری نکن . شاید یکی کار شخصی داشته باشه با صاحبخونه نخواد تو بفهمی نکن

۹.عیده عزیزم .کسی برای نهارو شام نمی مونه .صابخونه تعارف زد  تو چرا نشستی ؟ یه چیزایی رو ثابت نکن دیگه.

۱۰.ببین فقط تورو دعوت کردن .چرا ور می داری یه گله ادمو با خودت می بری؟ بدبخت صاحبخونه شاید فقط برای تو غذا درس کرده از کجا بیاره  برای اون گله غذا بده؟

۱۱. اهنگ مورد علاقتو نذار جلو ملت .نذار بفهمن جوادی عزیز

و شما میزبان عزیز

۱. لقمه های مهمانانتون رو شمارش نکنین زشته خوب ! یه نفرو مامور کن لقمه هارو بشماره  بعدم چرتکه بندازه وقتی شما رفتی خونشون چند تا لقمه بخوری !بهتر نیست؟بهتره

۲. اگه مهموناتون مال شهرستانه بعد از شام نشین اسم هتلاتونو براش ردیف کن .بابا اون طرف ادمه گوش مخملی که نداره تو داری اینجوری می گی

۳. اگه تعداد مهموناتون زیاده از بینشون گزینش نکنین قرعه کشی کنین به کی شام بدین به کی ندین بابا خدا بزرگه

خوب این برای بار صدم جون مادرتون ادم باشین

سال نوتون مبارک بید باشه است نیست گردید .

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت1:50توسط المیرا | |