|
انگار هزار سال دور خودم چرخیده ام انگار هزار سال رقصیده ام از غصه و حالا که ایستاده ام گیج می روم میان عالم و ادم .انگار کابوس هزار ساله به سراغت امده باشد و تو ترسان از خوابی عمیقتر از زندگی بپری.انگار تمام دلخوشیهات رویایی باشد به اندازه یک چشم بر هم زدن..انگار کورمال کورمال در تاریکی جلو بروی و ناگهان عصایت گم شود ، زمین بخوری.انگار تکیه گاه پیچکی را از میان جانش بکشی و اوهم فرو بریزد.اخر اوهم رفت . او که رفتنش هیچ وقت بود هم وقتش رسید.راستی چند بار گفتم قولی نده که نمی تونی عمل کنی ؟ این بار غریبانه شکستم
همان غریبه که قلک نداشت خواهد رفت
و کودکی که عروسک نداشت خواهد رفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفره ای که تهی بود بسته خواهد شد
منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده در گذر دیده
تمام آنچه ندارم نهاده خواهم رفت ،
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
آنقدر رنگ پاشیدم این طرف و انطرف که قوطی کوچک ابرنگم بی رنگ شد و خودم ماندم خاکستری .خودم بی رنگ بی رنگ ایستادم میان هزاران رنگ .انقدر ایستادم که پوسیدم . ارام از میان این هزار رنگ هزار تو کنار می کشم و عمیقتر ریشه می زنم به تنهاییم انقدر ارام می روم که نه توی دوست هزار رنگ بفهمی نه توی غریبه بی رنگ .ارام زمزمه می کنم گل گلدون من شکسته در باد تو بیا تا دلم نکرده فریاد اهای با توام رفیق با تو .حالم از هزار رنگیت بهم می خورد
قبرم را خریده ام تمام حسابهایم را صاف کرده ام غسلم را می کنم نماز میتم را خودم بر سر جنازه ام می خوانم ارام دراز می کشم اشهدم را می خوانم کافور را در دهانم می گذارم تا طعم تمام نامردی ها و نامردمی هارا فراموش کنم چشانم را به روی تمام تویی ها می بندم به پهلوی راست می چرخم تلقینم را می خوانم برمی گردم ملافه سفید را روی سرم می کشم تمام اداب را به جا اورده ام قلبم را از حرکت می ایستانم دیگر وقتش است دردهای من، جامه نیستند، تا زتن درآورم؛ چامه و چکامه نیستند، تا به رشته سخن در آورم. نعره نیستند، تا زنای جان بر آورم. دردهای من، گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست؛ درد مردم زمانه است! من تمام استخوان بودنم؛ لحظه های ساده سرودنم؛ درد می کند! انحنای روح من، شانه های خسته غرور من تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
بوی غریبگی محکم تو مغزت می کوبه ضربان دار تکون تکون می خوره .یاد دوستایی می افتی که زمانی دور و برت بودن زمانی حرف همشون این بود که بمیرن تنهات نمی ذارن .سالروز اشنایی با همشونو به یاد می اری .تمام حرفاشون که خوب جلو چشات بالا پایین رفتن یادت می اد که بازم تنهایی .که دیگه اثری از اون رفیقای شفیق نیست .راهتو می گیری و اروم می ری بدون اینکه چش بندازی جایی .مطمئنی دیگه کسی نیست که به بدرقت بیاد .بی دردسر و اروم می ری نه بوسه ای برای خداحافظی نه کاسه ابی به امید برگشت ..تنها کاری که می تونی بکنی اینکهروی تمام شیشه های غبار گرفته یاد گاری بنویسی .شاید روزبادبردشون و یه غریبه مث خودت دید همین و همین امروز تازه فهمیدم خیال مردن چقد راحته
سلین ما باز خدمت رسیدیم . اقا حسام که یادتونه؟ یادتون نیست؟ بچه های قدیمی یادشونه اینو چی اینو که یادتونه البوم کیارش خوب حالا این جناب کیارش خان یه اهنگ جدید دادن . مث کار قبلیش شعرش کار حسامه . جدا کار خوبی شده من که خودم خیلی خوشم اومد ارزش شنیدنو داره اینم از کارا مث همه سرور یک سرور دو MP3.128 دانلود کنید دانلود کنید WMA.64 دانلود کنید دانلود کنید OGG.56 دانلود کنید دانلود کنید خوب کلاسو حال کنید دوتا سرور سه تا فرمت (بابا این کلاس کشته مارو) دوست دارم نظرای شمارو هم در موردش بدونم فیلا
|
About![]()
باز می اید صدای چک چک غم Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 شهریور 1383 Authorsالمیرامهمان بابک Links
برای هیچ کس...
|