تبليغاتX
زندگی راببوس

زندگی راببوس

سلامی از روی عادت نه ولی از روی ارادت

هر بار که می ایی من دلم می گیرد دلم می میرد از ترس ان لحظه که تو بروی و من بمانم و کابوس و ترس و درد و تو نباشی .غصه عالم بر دلم سنگینی می کند از ترس اینکه رفتنت بازگشتی نداشته باشد ومن...هی چه بگویم که بعد از رفتن تو من دیگر من نیستم من حتی نیم من هم نیستم.چه برسد به من!؟.چله تابستان می لرزم از سرما از سرما که نه از ضعف می لرزم .تو که بهتر دردم را می دانی !؟بی تاب می شوم .مانند ماهیی که ازاب بیرون افتاده جست و خیز می کنم تا لحظه ها راساعتی ، دقیقه ای ،ثانیه ای کش بیاورم و تو باشی و من نلرزم از ترس !می دانی این روزها پیچ و تاب می خورم از درد کسی در گوشم زمزمه می کند رقصی چینین میانه میدانم ارزوست و من می پیچم و می رقصم .صداها در گوشم می پیچد ذهنم شده گوینده و شنونده و خواننده و نویسنده .شده ام دیواری که هر کسی بیاید خطی بکشد و برود اما خط تو خط ممتد است تا انتهای دیوار نه؟گاوگیجه گرفته ام تو میان هر لحظه من ایستاده ای تمام قد و من گویی کوچکتر از ذره ام در کنار تو .روی صندلی نعنویت تاب می خوری و من می خندم .اهای تو غریبه برای شکستن کدام دیوار تیشه برداشته ای؟

می گویم زندگی می کنم تو باور نکن .

دلم ابری است .

+نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت22:58توسط المیرا | |

گفتم و گفتی هایم این روزها زیاد شده کم آورده ام میان این همه حرف.

گفتم هنوز کسی جایم را نگرفته ؟گفت هیچ کسی نمی تونه جای توورو بگیره .شاید جایی ندارم که کسی بگیره.به حرفت اعتماد دارم .

ارمیا ارمیا ارمیا اخر اخر عاقبت من از تو هم بدتر شد .تو مرد را صدا می زدی و من نامرد را .از تو بی وتن تر من شدم تو غریب بودی در اف کی و من میان این همه ادم تنها دو نفر را یافته ام .وقطع وتین .وقطع وتین وقطع وتین .این روزها ذکر می خوانم .وقطع وتین .مردم از این همه غربت.

روحم هنوز در گیر راست یا دروغ است .شاید راست بگوید .تها شاید .فکذبواها فعقروها .

خوک تنها نجسه چون نمی تونه اسمونو ببینه نمی تونه سرشو برگدونه و به اسمون نگاه کنه .نجس خواری و بی غیرتیش بهونس نمی تونه اسمونو ببینه .و دیگر اسمان را نخواهی دید .و دیگر اسمان را نخواهیم دید.؟

تراپی یوتیک بالز ها هم قلابی شده اند .کدام سنگ آرامش می دهد.

گلوله ها هم ذکر می گویند .گلوله می گوید حسیـــــــــــــــن.سین را اول می گوید ح را بعد .گلوله تانک می گوید الله.....ال لاه....خمپاره هم هو می گوید.

هم دلی از هم زبانی بهتر است .کجاست هم زبان که تو همدلش را می خواهی؟

 

 

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت22:43توسط المیرا | |