|
هر بار که می ایی من دلم می گیرد دلم می میرد از ترس ان لحظه که تو بروی و من بمانم و کابوس و ترس و درد و تو نباشی .غصه عالم بر دلم سنگینی می کند از ترس اینکه رفتنت بازگشتی نداشته باشد ومن...هی چه بگویم که بعد از رفتن تو من دیگر من نیستم من حتی نیم من هم نیستم.چه برسد به من!؟.چله تابستان می لرزم از سرما از سرما که نه از ضعف می لرزم .تو که بهتر دردم را می دانی !؟بی تاب می شوم .مانند ماهیی که ازاب بیرون افتاده جست و خیز می کنم تا لحظه ها راساعتی ، دقیقه ای ،ثانیه ای کش بیاورم و تو باشی و من نلرزم از ترس !می دانی این روزها پیچ و تاب می خورم از درد کسی در گوشم زمزمه می کند رقصی چینین میانه میدانم ارزوست و من می پیچم و می رقصم .صداها در گوشم می پیچد ذهنم شده گوینده و شنونده و خواننده و نویسنده .شده ام دیواری که هر کسی بیاید خطی بکشد و برود اما خط تو خط ممتد است تا انتهای دیوار نه؟گاوگیجه گرفته ام تو میان هر لحظه من ایستاده ای تمام قد و من گویی کوچکتر از ذره ام در کنار تو .روی صندلی نعنویت تاب می خوری و من می خندم .اهای تو غریبه برای شکستن کدام دیوار تیشه برداشته ای؟ می گویم زندگی می کنم تو باور نکن . دلم ابری است .
گفتم و گفتی هایم این روزها زیاد شده کم آورده ام میان این همه حرف. گفتم هنوز کسی جایم را نگرفته ؟گفت هیچ کسی نمی تونه جای توورو بگیره .شاید جایی ندارم که کسی بگیره.به حرفت اعتماد دارم . ارمیا ارمیا ارمیا اخر اخر عاقبت من از تو هم بدتر شد .تو مرد را صدا می زدی و من نامرد را .از تو بی وتن تر من شدم تو غریب بودی در اف کی و من میان این همه ادم تنها دو نفر را یافته ام .وقطع وتین .وقطع وتین وقطع وتین .این روزها ذکر می خوانم .وقطع وتین .مردم از این همه غربت. روحم هنوز در گیر راست یا دروغ است .شاید راست بگوید .تها شاید .فکذبواها فعقروها . خوک تنها نجسه چون نمی تونه اسمونو ببینه نمی تونه سرشو برگدونه و به اسمون نگاه کنه .نجس خواری و بی غیرتیش بهونس نمی تونه اسمونو ببینه .و دیگر اسمان را نخواهی دید .و دیگر اسمان را نخواهیم دید.؟ تراپی یوتیک بالز ها هم قلابی شده اند .کدام سنگ آرامش می دهد. گلوله ها هم ذکر می گویند .گلوله می گوید حسیـــــــــــــــن.سین را اول می گوید ح را بعد .گلوله تانک می گوید الله.....ال لاه....خمپاره هم هو می گوید. هم دلی از هم زبانی بهتر است .کجاست هم زبان که تو همدلش را می خواهی؟
|
About![]()
باز می اید صدای چک چک غم Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 شهریور 1383 Authorsالمیرامهمان بابک Links
برای هیچ کس...
|