|
به به! چشمتون به
حضوره با سعادته ما روشن شد بالاخره! برا همين خوشحالين انقد؟! جان؟ برا اين
خوشحال نيستين؟ چرا خب؟ خوشحال باشين! مثه من! چن وقته آپارتمانه جلو خونمون شده
خوابگاهه دانشجوييه دخترانه! من اصن اينارو ميبينم كيفور ميشم! چه دسته هايه گلي!
خدا برا پدر مادرشون نگهشون داره! الهي! راستي!
عيدتون مبارك! 2000 سال به اين سالا! بيا بغله عمو! بوس!(دخترا از رو چفيه ميتونن
ببوسن صورته مباركمو! به ياده آقا!) ايشالا 100 ساله ديگه تو اون دنيا براتون آپ
كنم! خب ديگه
چه خبر؟ 4شنبه سوري خوش گذش؟ ما كه ضايع شديم در حده تيم ملي افريقايه جنوبي!
ساعته 7 كارو 2 در كرديم بزنيم بيرون، پامو گذاشتم بيرون بارون گرفت! ازون ورم به
هر كي زنگ ميزنم بياد دنبالم رفته باغ! صدايه n تا دخترم از اون وره تلفن مياد! نشستيم خونه جومونگ نيگا كرديم! واقعا 4شنبه
سوريه به يادماندني اي بود! ماله شما چطور بود؟ اميدوارم دستي پايي چشي چالي ازتون
كم نشده باشه فقط! ديگه
اينكه قصد نشون دادنه خودم بود و تبريكه عيدو اين حرفا! البت پايه يه شرطم وسط بود
كه با مالك بسته بودم! فك كنم باخت شرطو! خلاصه اين
كه اميدوارم ساله خوبي داشته باشين، لحظه سال تحويلم تو حموم گير نكنين! اينم يه
جوك به واسطه مزاحه بيشتر! يارو فلج
بوده، ميره حرمه حضرته امام، دخيل ميبنده به ضريحه آقا! بعده يه مدت طرف شفاشو
ميگيره ولي شل و پل ميشه! از بالا صدايه آقا مياد كه ميگه: " و لاكن ما هنوز
تازه كاريم!" خوش بگذره
عيد! *
اميدواريم بلاگ به واسطه اين فقره مزاح
بلاك نشود!
درست تا خود خود ظهر می خوابم صدای اذان که بلند می شود ارام لای چشمهایم را باز می کنم و تو از جایی دور صدایم می زنی .المیرااااا چشمهایم را دوباره می بندم المیرااااااااا بلند تر صدایم می کنی و چشمهایم را محمکتر بهم فشار می دهم المیراااااااااااصدایت می پیچد در سبزی دیوار های اتاق و من گوشهایم را فشار می دهم به بالشت تا نشنوم تورا .دلم هوای خنده های بی هوایت را کرده که مستانه می خندیدی و من از خنده تو می شدم خود خورشید از شادی. صدایم که می کنی گریه ام می گیرد .این روزها تنها شب ها که می شود من می شم خود خودم به همان شطینت بچه گربه کوچکی که چند وقتی است جا خوش کرده گوشه خیالم .چشمهای خدا گرد می شود از این همه نتاقض میان من و من. می دانی کلمه ها را از خودت می دزدم تا برای تو بنویسم؟ارام می روم سراغ صندوقچه کوچکت و تک تک کلمه هایی که می خواهم را جدا می کنم .اخر دیگر به درد تو که نمی خورد تو که نمی نویسی پس چه دست من باشد چه دست تو چه فرقی می کند.این روزها دلم را گذاشتم کوشه پنجره که کمی گرم شود .دلم را با خورشید گرم می کنم !اما نمی دانم چرا هر وقت که برش می گردانم درون سینه ام فکرم لرز می گیرد .این روزها هی اندازه دلم اب می رود و من هی می گذارمش میان تشتی از خون که کمی خون بکشد و اب نرود اما باز که بیرون می اورمش می شود همان که بود در عوضش چیزی درون گلویم قد می کشد هرچه که دلم اب می رود این چیز درون گلویم هی قلبمه می شود هی قلمبه می شود و فشار می اورد . یاد گرفته ام ادمها را خط بزنم .نمی دانم تو یادم دادی یا کسی دیگر .هی خط می کشم روی ادمها. هی خط می کشم هی خط .هی تورا زمزمه می کنم و خط می زنم تو پررنگ می ایی از پشت تمام خطها و می خندی !از همان خنده ها که من می میرم برایش. ارام با همان صدای کودکانه و گرم صدایم می کنی المیرااا تا من سر بر می گردانم می روی درست می شود بازی قایم باشک من خط می زنم و توی می ایی . المیرااااااااا؟! این روزها موبایل هم شده تنها ساعت کوکی که دیگر به هیچ دردی نمی خورد .اگر فکر نمی کردم که شاید پشیمان شوم محکم می کوبیدمش تنگ دیوار .در هر استان دیگر حداقل یک نفر هست که شماره من را داشته باشد فقط به یک دلیل که خودم می دانم عوضش نمی کنم .شاید تو هم بدانی شاید ! می دانی شده ام مرهم دردهای همه و هیچ کسی نشد مرهم درد بی درمان من؟ایییییییی درد دارم !اهای با توام می فهمی درد دارم!دیگر برای هیچ کسی یک عالمه لبخند نمی کشم این روزها تنها همدمم شده عروسکی که مثلا تو برایم گرفته و اهنگ لاو استوری .به عروسک که فکر می کنم خنده ام می گیرد عسل !عروسک! بهار می اید من هنوز زمستانیم !
یه ساعت سکوت ضبط کردم نتیجه اش جالب بود گذاشتم شمام ببینین 6.7 صدای زنگ تلفن 6.10 بوق بوققققققققققق بوق 6.15 بابا اون گاریتو بکش کنار (صدای ماشینی که تو کوچه گیر افتاده و هی گاز می ده زیر صدا) 6.25 شترق (صدای بسته شدن در خونه روبرویی) 6.30 بازم بوقققققققققققققققققققققققققققققققققققق 6.35 اخه ضعیفه بیا دیگه(همسایه محترم خانومشونو ضعیفه صدا می زنن در حالت دیگر برای معرفی از کلمه منزل هم استفاده می کنن یه بار خواست خانومشو به مامانم معرفی کنن فرمودن ایشون منزل هستن ما کف بر شدیم گفتیم لابد ایشون اسمشون منزل هست) 6.38 ب بو ب بو ب بو 6.42 بگو منو دوست داری بگو بگو منو کم داری بگو (با بیس شدیدا بالا که شیشه های اتاق من لرزید) 6.45 ای خدا لعنت کنه اونیی که اشغالاشو می ذاره دم در ما(صدای بازم همسایه) 6.50اییییییییییی ایییییییییییییی ای (شما صدای جیغ در نظر بگیر اونم جیغ بچه) 6.52 توله سگ خفه شووو(صدای همسایه روبرویی اون بچه احتمالا) 6.55 قوقولی قوقو(صدای خروس بی محل منزل خودمون) 7 بوقققققققققققققققققققققققققققققققققق (صدای بوق راه اهن ) چه سکوت پر سر سام اوری پی نوشت :لازم به ذکره منزل ما اپارتمان نیست فقط طفل معصوم بین 4 تا اپارتمان گیر کرده پی نوشت تر :شمام یه سلعت سکوت ضبط کنین مطمئنم اخرش گریتون می گیره پی نوشت تر تر :اینجوری به سلیقه جواد همسایه هاتونم پی می برین باور کنین توصیه:در اولین فرصت از تهران فرار کنین |
About![]()
باز می اید صدای چک چک غم Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 شهریور 1383 Authorsالمیرامهمان بابک Links
برای هیچ کس... |