ساقه های انتظار را گره می زنم و منتظر تعبیر خوابهای پریشانم می شوم پشت تمام دیوارها را دنبال نگاه تو می گردم . تو که خوب می دانی وقتی تو نیستی من می شوم همان دخترک کوچک لوس که دایم مثل ابر بهار می بارد و تمام راههایش به تو ختم می شود تو که خوب می دانی من جان می دهم برای ان صدای لخت . برای تمام ان حاضر جوابیهای خندان
تو که خوب می دانی
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و ديگر نمیکنم
همه دنیا هم که مرا از تو برحذر دارند من صاف می ایستم و نگاه می کنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نيست برادر نمیکنم
خسته ام خ که خسته ام ازاین همه بی تو بودن
I wana see u
+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت18:19توسط المیرا |
|
About
باز می اید صدای چک چک غم باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی دانم نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست -------- در بند ان نه ایم که دشنام یا دعاست یادش به خیر هر که زما یاد می کند